تبليغاتX
آخوندها به بهشت می روند
گاه نوشت یک طلبه امروزی
تیتر بالا شاید به گوشتون خیلی خورده ولی خیلی کم هستند که به این حرف عمل کنند شما ببینید وقتی ما توی جامعه خودمون همه به نظام ومملکت ومردم وهر چی دم دستشون بیاد انتقاد می کنند اما حتی خودشون یک قدم برای پیشرفت مملکت نمیگیرند.شاید همتون زیاد دیدیدکه تخلف از قانون برای خیلی ها مثل آب خوردن وفقط به این بهونه که بابا این مملکت خ..توخ...همین قانون راهنمایی ورانندگی که همه مبتلا بهشون هست شاید اکثریت به این قانون احترام نمی گذارند از اون طرف می گن کی می خواد این مملکت روی نظم به خودش ببینه خوب بابا هرکی خودش بیاد از خودش شروع کنه ومتعبد به قانون ونظم بشه والله تا همه نخواند این مملکت خوب تر نمیشه چرا همش دادوهوار رو روی مسولین می زنیم  بابا ما هممون یه طور مسوولیم اما مسول کوچک حالا فرقی نداره کوچک یا بزرگ ما باید نسبت به وظیفه مون مسول باشیم اینکه بگیم دیگه واسمون رمغی نذاشتند این یک توجیه برای فرار از انجام وظیفه است.بنده در همین چند روز پیش سفری به همدان داشتم وقتی به هکمتانه همدان رفتم دیدم یه عده کره ای هم برای دیدن اومدند ورودی موزه یه گیشه بلیط بود که بلیط می فروخت خودم به عینه دیدم که یه عده از ایرونی ها جیم می زدند اما گروه کرهای همشون ایستادند وبلیط گرفتند وحتی توی موزه سکوت کامل رو رعایت کرده بودند من از نظمشون خیلی خوشم اومد حالا اونها اصلا مسلمون نیشتند ولی ما که مسلمونیم ومولا علی(ع) دروصیتش به پسرش اونو دعوت به نظم میکنه فراری از منظم بودنیم 

البته حرف درمورد اول خودتو درست کن زیاد که موکول میکنم به بعد پس ادامه دارد....... 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 12:22  توسط مهدی بوذرپور  | 

این پست مطلبم درمورد استاد عزیزم جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای حسنعلی رحیقی که به معنی واقعی فیلسوف گرانقدری است هر چند زیاد اسمش سر زبون ها نیفتاده اما واقعا در فلسفه مخصوصا فلسفه صدرا ید طولایی داره
انصافا حالا که ما نزد این استاد گرانقدرنهایه الحکمه می خونیم بقدری مسلط هستند که به نظر میاد ایشون متن بدایه ونهایه رو حفظ هستند وخیلی از جاهای اسفار روهم حفظ هستند
ایشون اگر نگیم توی قم بی نظیرند میشه گفت کم نظیر هستند .بسیار درک بالایی از مطالب فلسفی دارند درحدی که هیچ اشکال نبوده که ایشان حل نکرده باشند
بعضی افراد به فلسفه صدرا اشکالاتی داشتند اما ایشان با نهایت تعمقی که داشتند ای اشکالات رو بر طرف کردند وبسیار به نکات ریز در فلسفه اشاره می کنند که خیلی از بزرگان از ایشون بخاطر یاد آوری این نکات تمجید کردند
 از لحاظ اخلاقی هم بسیار فرد متواضع می باشند وبا شاگردان رابطه بسیار صمیمی دارند تا حدی که به خونه شاگردان میروند وبا اونها صرف شام می کنند حتی یک بار برای شام به حجره ما هم تشریف فرمایی کردند ان شا الله عمر طولانی داشه باشند واز سر بازان واقعی امام زمان باشند

تمثال مبارک حضرت استاد

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 16:36  توسط مهدی بوذرپور  | 

به همه عزیزان مخصوصا پدر های عزیز این روز رو تبریک می گم.اتفاقا روز خوبی رو برای روز مرد انتخاب کردند چون امیر المومنین اسوه خوبی بعد پیامبر برای مردهاست

ان شاالله می خوام برم مشهد نائب الزیاره همه عزیزان هستیم یه مطلب می خوام بزارم حتما بخونید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 16:29  توسط مهدی بوذرپور  | 

در گذشت حضرت آیت الله اشتهاردی رو به همه عزیزان تسلیت عرض می کنم.بنده ایشون رو زیاد ملاقات کردم چون امام جماعت مدرسه ما بود.یادم میاد یکبار هم ازش یه سوال فقهی کردم واون با تسلط جواب رو داد کلا توی مسائل فقهی واحکام خیلی مهارت داشت به هر حال علما یکی دارند ازجمعمون میرند واین می تونه یک مصیبت برای ما باشه.

                                         خداوند اورا باائمه محشور بفرماید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 12:11  توسط مهدی بوذرپور  | 

اينکه ميگم کارمون سخته منظورم کار آخوندهاست ميدونيد چرا؟ الآن بهتون ميگم به اين نمونه هايي که براتون ميارم توجه کنيد:
توي يک مهموني نشستي اگه حرف بزني بهت ميگن آخوندها فقط حرف مي زنند اگه حرف نزني ميگن اينها هيچ کسو تحويل نمي گيرن اگه بخندي ميگن چقدر جلفه اگه نخندي ميگن چقدرعبوس!!!
اگه غذا بخوري ميگن شکمو اگه کم بخوري ميگن حاج آقا حلاله ها!!!به هر حال يه جوري حرف پشتته. يعني شما تصور کن هرکسي يه جور عقيده داره ودوست داره يه روحاني اونجوري که اون تصور ميکنه باشه حالا خدا نکنه اون روحاني اونجوري که اون فرد تصور مي کرده نباشه ديگه خودتون تصور کنيد چي ميشه
حرف بنده اينه که چه درمورد آخوندها وچه افراد عادي ديگه کمتر نسبت بهشون توجه کنيم وکمتر ازشون عيب جويي کنيم چون اونطوري که شما تصور مي کنيد حتما نبايد يک فرد همونطور باشه
خيلي از اختلاف ها بين زن وشوهر ودوستان از اين مطلب نشات مي گيره که افراد هميشه انتظارات خاصي از طرف مقابل دارند واگه بر آورده نشد سريع ناراحت ميشن دريغ از اينکه خودشون انتظارات طرف مقابل رو برآورده نمي کنند
مثلا فرد الف روي يه چيزهايي حساس وفرد ب روي يه چيزهاي ديگه به عبارتي هر کدوم خطوط قرمزي دارند اما هرکدوم بدون اهميت خطوط قرمز همديگر رو مي شکونند وحالا هدو ناراحت از اينکه چرا منو ناراحت مي کني
به هر حال توصيه بنده اينه که خيلي چيزها رو انسان باي نديد بگيره وگذشت کنه
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 11:11  توسط مهدی بوذرپور  | 

چند روز قبل فيلم علي سنتوري به دستم رسيد واين فيلم رو ديدم واقعا توي اين چند ساله فيلمي که بخواد درمورد معضلات اجتماعي صحبت کنه کم ديدم اما اين فيلم واقعا زيبا بود
بنده از طرف خودم از آقاي مهرجويي کمال تشکر رو دارم هرچند چند جاي فيلم رو قبول نداشتم اما واقعا زيبا بود حال نمي دونم چرا وزارت ارشاد به اين فيلم مجوز نداد حتما دليلي داشت که ما خبر نداريم.
آخر فيلم هم خوب تموم شد يعني ايروني تموم نشد که عاشق ومعشوق بهم برسندو......درهر حال هرکسي که اين فيلم رو نديده توصيه مي کنم اين فيلم رو ببينه
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 16:23  توسط مهدی بوذرپور  | 

سلام

دیروز امتحانات ما تموم شد حالا فراغ بال اومدم وبیشتر می تونم در خدمت بینندگان وبلاگ باشم امتحانات امسال حوزه خوب بود از همه جهت چه از جهت نظم برگزاری وچه از جهت سوالات به هر حال از همه مسوئلین برگزاری تشکر وافر دارم

اما تابستون امسال برنامه هایی برای وبلاگ دارم بیشتر می خوام در مورد موضوعاتی که معمولا بهش کمتر توجه می کنند بهشون بپردازم

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 21:27  توسط مهدی بوذرپور  | 

1-وای که از هر طرف یک اثر از داغ اوست                      کی رود از خاطرم منظره دیوار ودر
۲-از  زندگی حضرت زهرای مرضیه می شه چندتا درس اساسی گرفت یکی اش اینکه ما واقعا خیلی بابت مسئله حجاب با افراد سر وکله می زنیم دریغ از اینکه یک الگوی خوبی ما می تونیم معرفی کنیم به افراد واون حضرت زهرا است اگه ما معرفت افرادرو نسبت به حضرت بیشتر کنیم دیگه اینقدر استدلال وبیان مسائل نیاز نیست چون حضرت الگوی کاملی برای بانوان تمام اعصار هست وهیچ وقت نمیشه گفت که دیگه حضرت قدیمی شده چون اگه فردی  براساس عقل ومنطق زندگی کنه واز اونجایی که هیچ وقت معادلات عقل (مثل 2+2میشه 4)قدیمی نمیشه پس هیچ وقت نمیشه به سنتی بودن حضرت حکم کرد
۳-از زندگی مشترک حضرت هم میشه درس گرفت چون حضرت اونقده با مولانا علی (علیه السلام )خوب بود که میشه گفت هیچ زندگی عاشقانه تر از این زندگی سراغ نداریم چون اونقده فداکاری توی این زندگی می بینیم که حد و حصر نداره که خیلی از جوونهایی که زندگی مشترک شون رو آغاز کردند میتونند ازحضرت الگوی خوبی بگیرند
                                           

                                                وصلی الله علیها یا فاطمه الزهرا

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 18:18  توسط مهدی بوذرپور  | 

اصلا قصد ندارم که بحث فوتبال یا سیاست توی این وبلاگ کنم (مگر اینکه ضرورت پیش بیاد)واین مطلب هم دلالت بر طرفداری بنده از تیم خاصی نیست اما به نظر بنده ما ایرانی ها باید از افشین قطبی اخلاق ومردانگی وصداقت رو یاد بگیریم افشین قطبی کسی  بود که قول داد وبه قولش عمل کرد که کم میون ایرونی ها معموله.اون با تمام صداقت ابراز احساسات می کرد وآنقدر صداقتش بارز بود که همه صداقتش رو فهمیدند به نظر من با اینکه افشین قطبی رو من به طور کامل نمی شناسم ولی همین قدر که آدمی رو دیدم که خیلی با همه روراست خیلی ازش خوشم اومد و یک درس اخلاقی خوب ازش گرفتم ولی خیلی حیف شد که رفت وشاید خوب بود که رفت چون اگه می موند.........!!!!!! 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 22:6  توسط مهدی بوذرپور  | 

وقتی همه رزمنده ها کشته شدند وهر زنی بر سر شیکر عزیزش ناله وشیون می کرد زنی با خدای خود چنین نجوا می کرد:((ما رایت الا جمیلا)) و او کسی نبود جز زینب کبری دختر مولا علی                     شاید در وهله اول چنین جمله ای عادی به نظر برسه اما وقتی دقت می کنی ومیبینی یک فرد غیر معصوم این حرف رو زده برای آدم غیر قابل باور میشه اما این واقعیت داره یک زن واینهمه تحمل...!!!!   هرکس دردی داشت به او پناه می آورد او سپر بلای همه میشد او بیشتر شبیه به افلاکیان بود تا خاکیان به خاطر همین باید گفت:(پ مثل پرستار وپرستار یعنی زینب)و واژه پرستار برخود می بالد که همنام زینب شده..................

 این روز رو به همه پرستاران خدوم تبریک عرض می کنم چه اونهایی که دربیمارستان هستند وچه اونهایی که در خونه ازبیمارشون پرستاری می کنندبویژه همسران جانباز ومعلول 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 16:14  توسط مهدی بوذرپور  | 

سلام ازاینکه کم میام معذرت می خوام به هر حال درس وبحث اجازه نمیده که زیاد بیام.............  اما با فرا رسیدن فصل گرما موضوع حجاب یکی از مباحث سیاسی کشور میشه که هرکی به خودش اجازه میده در موردش اظهار نظر کنه.اما این مباحث  معمولا گذرا وبدون استحکامه یه وقت نیروی انتظامی وارد عمل میشه ومعمولا کارهایی که ضربتی باشه نتیجه نه تنها نداره بلکه برعکس افراد رو جریج تر میکنه  به نظر من اونهایی هم که حرف فرهنگ سازی رو میزنند فقط توی همون حرف توقف میکنن وکاری ازپیش نمیبرن

 چه اشکالی داره که ما با جوانهایی که هم منطق سرشون میشه هم استدلال بشینیم ودر یک فضای صمیمی مسئله حجاب رو بازگو کنیم وضرورت حجاب رو براشون بیان کنیم باتوجه به اهمیت این مبحث واقعا می ارزه که هم پول صرف این کار کنیم هم وقت.ما میتونیم باجلسه وکرسی های آزاد اندیشی در دبیرستان ها ودانشگاها وهمچنین درتلویزیون(نه به این صورت که چهارتا آخوند رو بیاریم ویک بحث خشک رو بکنند بلکه با اجرای کلیپ های تبلیغاتی وبرنامه های متنوع) به این امر مهم بپردازیم. والله بالله خیلی از این جوون ها مسائل اولیه دین رو نمیدونن(که البته کوتاهی ازماست)چه برسه به ضرورت مسئله حجاب. ولذاصمیمانه ازهمه مسوولین فرهنگی کشور تقاضا دارم که به این مسائل بیشتر اهمیت بدند

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:37  توسط مهدی بوذرپور  | 

وبلاگ خدا را باز خواهم کرد...
سحرگاهان که در خوابي
تو را من لينک خواهم کرد
به بقال محل هم لينک خواهم داد
به وبلاگ گدايان و سپوران نيز خواهم رفت
سحرگاهان که در خوابيد من هم خواب خواهم ديد
مرا هک کن
خيالي نيست
دوباره آي دي از نو
و روز از نو
تمام شب به روزم من
و يک وبلاگ پر کامنت خواهم زد
و با فيلتر شکن يک روز
وبلاگ خدا را باز خواهم کرد.
                                   * شعر عليرضا قزوه
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 10:56  توسط مهدی بوذرپور  | 

 سلام دیر شده اماسال نو مبارک ببخشید که برای سال نو نیومدم اما قول میدم در آینده نزدیک بیام وهر روز مطالب باحال وناب بزارم فعلا مشغول درس وبحثم..................

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 11:18  توسط مهدی بوذرپور  | 

آیا واقعا آخوندها به بهشت می روند؟منظورت از این عنوان چیه؟کی تضمین داده که شما به بهشت برین؟

این عمده سوال هایی که بینندگان وبلاگ از بنده می کنند.بعضی ها این عنوان را مغرورانه می دانند بعضی ها هم این عنوان رو جالب وتازه می دونند به هر حال نظر زیاد

اما دیگه وقتشه که راز این عنوان رو بهتون بگم:اما این گفتن نیاز به یک مقدمه ای داره مقدمه اش اینه:   اصولا کسانی که وارد حوزه علمیه میشن چند دسته اند:یه عده خالصانه وبرای خدمت به دین به حوزه میان۲یه عده بخاطر فرار از سربازی۳ یه عده هم بابت اعتبار وپول

عده اول تعدادشون خیلی زیاده میشه گفت بین ۹۰ الی ۹۵ درصد طلاب اینطوری اند

این مقدمه اول اما مقدمه دوم:آخوند به کسی می گند که آقاش اونو خونده(ترجمه مشهور)یعنی برای دفاع ازدین مبین محمدی به حوزه علمیه آمده وپس از فراگیری دروس مشکله وپس از سالیان به او آخوند اطلاق می شود.

پس از اینکه صغری وکبری بحث چیده شد میریم دنبال نتیجه ونتیجه اینکه:هرکس اینطور بود یعنی عمل کرد به آیه لولا نفر من کل امه........که مضمونش این است که از هر امتی باید کسانی خارج شوند وتفقه در دین کنند وبه امت خود بازگردند وآن امت را ارشاد کنندوهمچنین مصداق کلام پیامبر که علما امت من از پیامبران بنی اسرائیل بالاتر اند بودند مطمئنا به بهشت خواهند رفت این نتیجه اول.

اما نتیجه دوم: از ۲مقدمه گذشته این را هم می توان نتیجه گرفت که هر کس اگر این لباس را به تن کرد به او نمی توان آخوند گفت زیرا آخوند شرائط خاصی داشت که گفتیم وهرچه غیراز آن فقط به او آخوند نما گفته می شود.مثل کسی که لباس پلیس را به تن کرده باشد اما دزد باشد

برای اینکه بحث برایتان روشن تر شود خاطره ای که در همین زمینه هست برایتان بیان می کنم:روزی  برای رضاه شاه ملعون آخوندنمایی که دزدی کرده بود را آوردند رضاه شاه که دشمن روحانیت بود برای اینکه روحانیت را خراب کند اور ا همراه یک سربازبه خدمت یکی از علما فرستاد تا آن عالم در مورد او تصمیم بگیرد.وقتی قضیه این آخوندنما را برای آن عالم تعریف کردند آن عالم بلند شد ولباس روحانیت را از تن آن آخوندنما در آورد وگفت: به رضا شاه بگو حالا بی حساب شدیم یعنی این آخوند نبود که دزدی کرد بلکه دزد بود ّ لباس روحانیت را به تن کرد

والسلام......

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:3  توسط مهدی بوذرپور  | 

بدنیست که هر از گاهی یه خاطره از علما که خیلی شیرین براتون بگم.البته این که می خوام بگم خاطره نیست شرح حال.........

تا به حال به گوشتون آبگوشت شیخ انصاری خورده اگه خورده که خورده اگه نخورده پس زیاد عجله نکنید که می خوام براتون بگم . شیخ انصاری از جمله عالمانی بود که مرجع تقلید بود او از خود سرمایه ای نداشت ولذا فقیرانه زندگی می کرد بخاطر همین همیشه آبگوشت شیخ بدون گوشت بود روزی دختر شیخ خطاب به شیخ گفت:پدر پس کی آبگوشتمان آبش مضاف می شود؟!!! ولذا این ضرب المثل بین طلاب مشهور است وقتی که قضایشان ساده وبدون گوشت است می گویند آبگوشت شیخ است

فعلا................ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 18:57  توسط مهدی بوذرپور  |